عبدالله مستوفى

249

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

مسكن دارند ، چيزى نيست ، و اگر تمام آنها هم از بين برود ، اسف و افسوس بر آن نبايد خورد . من واقعا حيفم مىآيد از تأسيس دبستانها و دبيرستانها و دانشكده‌ها و دانشگاه و ساختمانهاى عالى كه براى پيشرفت فرهنگ در دورهء رضا شاه پهلوى در تهران ساخته و پرداخته شده است ، چيزى در اينجا بنگارم و اين بناهاى علم و معرفت را عوض خراب شدن دار الشفا ، يا مثلا حجرات صحن سيد ناصر الدين محسوب ، و پابپا كنم . بر خلاف اين آخوند بىسواد بداخلاق عرب ، كه معلوم نيست بساز كدام بيگانه در كشور ما ميرقصد ، و كاسهء گرمتر از آش شده است ، تأسيس همان يك دانشكدهء معقول و منقول را بر صد تا از اين مدرسه‌ها ترجيح مىدهم ، و معتقدم كه متوليان اين مدارس آخوندى در هر ذى و لباسى كه باشند ، اگر امروز هم بخواهند روح واقف از آنها شاد شود ، بايد اين بطله‌ها را كه باسم طلبه ، حجرات اين مدارس را اشغال كرده‌اند ، از اين مكان‌هاى مقدس بيرون كنند ، زيرا هيچيك از اين آقايان لايق نشستن زير سايهء يك درخت صحن اين مدارس هم نيستند ، تا چه رسد باينكه ، باسم طلبه حجرات آنها را اشغال كنند . من يقين دارم كه در تبديل باغ مروى ، بدبيرستان دختران ، آقايان متوليان مدرسهء مروى و طلاب آن خيلى عصبانى شده ، و بر آنكه اين كار خير را صورت داده است هزار لعن و نفرين فرستاده‌اند . ولى به آنها عرض ميكنم كه نسبت درآمد ساليانهء اين باغ ، و مستغلات جنب آن ، كه حالا دبستان شده و آقايان را از اين جزئى عايدى محروم كرده است در مقابل ساير املاك موقوفهء اين مدرسه ، خيلى ناچيز و شايد يك خمس آن نباشد . شما آقايان كه از چهار خمس باقيماندهء موقوفات مدرسه استفاده كرده‌ايد ، كدام عالم بعلوم فقه و اصول يا حكمت و كلام يا ادبيات قديم را در اين بيست سال آخر تحويل جامعه داده‌ايد ؟ وقتى شما بوظائف طلبگى خود قيام نميكنيد و بر خلاف نظر واقف رفتار ميفرمائيد ، چه توقعى داريد ؟ من باز هم يقين دارم كه روح مرحوم حاجى - محمد حسينخان مروى وزير فتحعلى شاه از بناى اين دبيرستان دختران شاد ، و از اينكه شماها جاى طلبه‌هاى واقعى را گرفته‌ايد ، ناراضى است . خواهش دارم وقفنامه را بخوانيد ، تا ببينيد هرروز چند مرتبه بر خلاف نص ( فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ ما سَمِعَهُ . . . ) رفتار ميفرمائيد . تصرف قبرستان‌ها از 1307 ، تا زمستان 1313 كه بحبوحهء اصلاحات بلدى دورهء رضا شاه پهلوى است ، من اكثر در ولايات مأمور رياست دادگسترى بودم ، و هروقت كه موقتا بپايتخت ميآمدم واقعا از پيشرفت - هائيكه در كار شهردارى تهران حاصل شده بود ، حيرت ميكردم . زيرا تفاوت بين سفر قبل با سفر بعد بقدرى زياد بود كه ميتوانم بگويم من شهر را نميتوانستم بشناسم . از شما خوانندهء عزيز پنهان نميكنم حالا هم كه بمحله دروازه قزوين سابق